تبليغاتX
RED UNDER LINE
_

خاموشی گزین و هیچ مگو

چشمهایت را ببند و هیچ مبین

گوشهایت را بگیر و هیچ مشنو.

زبان به دندان گزیده ام و هیچ نمی گویم

خار به چشمان فرو برده ام و هیچ نمی بینم

گوش ها را فرو بسته ام و هیچ نمی شنوم

اما ،

بال های اندیشه ام به وسعت ابدیت گسترده است.

از پشت این دیوارهای ستبر


 

در پس این غل های سنگین

میله های سرد وهم آگین

اندیشه ام

ایمانم

باورم

آزادی را

همراه با ذره ذره وجودم فریاد می زنند


 

 

 

بابام

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت 21:43  توسط .K.H  | 

تکه پاره ورقی بودم سبز              زخمه های تو مرا سرخم کرد

تکه برگی دور افتاده                     از وانفسای غم

با من با آدرس

DTPERSIAN@GMAIL.COM

 

تماس بگیرید

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت 21:41  توسط .K.H  |